98Blogs

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به 98Blogs بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف 98Blogs این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

question_answer جانان

question_answer تو اگر باشی و من باشم

تو اگر باشی و من باشم و باران باشد
به بغل می کشمت گر چه خیابان باشد

فکر بوسیدن و آغوش تو تا زد به سرم
به جهنم که در آن کوچه نگهبان باشد!

لب تو باشد و من باشم و ای وای خدا
گنه بوسه زدن گردن شیطان باشد

گونه ات معدن و من در پی استخراجش
نمکش حیف که در حصر نمکدان باشد

باز باران به دلم شور جوانی بخشید
"نم باران و تو" ای کاش فراوان باشد

راستی هرچه شده بین من و تو رازست
رازداری صفت فرد مسلمان باشد

من عاشق شده عمری ست که بی ایمانم
از خدا نیست نهان از تو چه پنهان باشد

#رضا_گلستانی

کلمات کلیدی: تو ,باران ,من باشم ,تو اگر ,اگر باشی ,که در ,تو اگر باشی

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer عشق میورزم و میسوزم


هیـچ جـز یـاد تـو ، رویای دلاویـزم نـیست
هیـچ جـز نـام تـو ، حـرف طـرب انگـیزم نـیست!

عـشق می ورزم و می سـوزم و فـریـادم نـه!
دوست می دارم و می خـواهـم و پـرهـیزم نـیست

نـور می بـیـنم و می رویـم و می بـالم شـاد،
شاخه می گـستـرم و بـیـم ز پـائـیـزم نـیست

تـا به گـیتی دل ِ از مهـر تـو لبـریـزم هـست
کـار با هـستی ِ از دغـدغـه لـبریـزم نـیست

بخـت آن را کـه شـبی پـاک تـر از بـاد ِ سـحر،
بـا تـو ، ای غـنچه نشکـفـته بـیامیـزم نـیست

تـو بـه دادم بـرس ای عـشق ، که با ایـن هـمه شـوق
چـاره جـز آنکـه به آغـوش تـو بگـریـزم نـیست


#فریدون_مشیری

کلمات کلیدی: تـو ,جـز

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer خم ابروی تو


 به حست آسمانی ها ٬ به اندامت زمینی ها
حسادت را بخوان از چشم های اینچنینی ها
 
پری آسمانی چشم از روی زمین بردار
که دارد لرزه می افتد به اندام زمینی ها
 
برای وصف تو صیقل ترین دیوار معذور است
تو باشی نقش بر آب است این ترفندچینی ها
 
تمام شهر دلگیرند وقتی چشم می بندی
چه سودی می برد چشمت از این خلوت گزینی ها؟
 
به بوسه لحظه ی داغی به پیشانی من بگذار
و داغی بر دل این مُهر خاکی بر جبینی ها
 
تنت کشفی ست نامحدود٬ پس جای تعجب نیست
که شعرم را قرق کردند مضمون آفرینی ها
 
خم ابروی تو مثل خم شمشیر برنده ست
مرا یکروز خواهد کُشت این باریک بینی ها

#مهدي_عالي

کلمات کلیدی: چشم ,تو ,ابروی تو

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer شبهای بعدازتو

بی تو جهان یک جای خالی بیشتر نیست 
تا بوده این بوده همیشه یک نفر نیست
 
شب های بعد از تو نمی فهمند دیگر 
جایی برای شاید و اما اگر نیست
 
وقتی که بودی سرپناهم شانه ات بود
رحمی کن و برگرد، زانو جای سر نیست
 
باید به دنبال تو باشم جاده ها را 
افسوس من بی تابم و پای سفر نیست
 
رفتی میان ابرها پنهان بمانی 
باران ولی از چشم هایت بیخبر نیست 

عشق آمد و از قبل هم تنهاترم کرد 
جوری که جز یادت کسی این دور و بر نيست 

ای کاش راه خانه را گم کرده بودم 
روزی که دیدم کفش هایت پشت درنیست
علی صفری

کلمات کلیدی: تو

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer شیرین عسل


شیرین عسل! به حق شکر ریز خنده ات
نیشم بزن دوباره به لحن گزنده ات

چشمت کشیده تیغ به رویم ز هر طرف
در دل نشسته ابروی خنجر شونده ات

بر روی بام با سبد رخت آمدی
آمد نشست گوشۀ دنجی ، پرنده ات

آمد نشست و گاه خودش را شریک کرد
در گفت و گوی دامن و باد وزنده ات

یک صبح حاکمان اقالیم دلبری
دیدند کودتای سفید خزنده ات

حالا فرشتگان مقرّب ، ملازمت
حالا الهه های اساطیر ، بنده ات

روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست »
دل سوخت ، رو نشد ز چه برگ برنده ات ؟

#آرش_شفاعی

کلمات کلیدی: روی ,شیرین عسل

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer بی پرده بگویم

 

کلماتم را ،
در جوی سحر می‌ شویم .
لحظه‌ هایم را ،
در روشنی باران‌ ها .
تا برای تو شعری بسرایم ، روشن !
تا که بی‌ دغدغه ، بی‌ ابهام .
سخنانم را ،
در حضور باد .
این سالک دشت و‌ هامون
با تو بی‌ پرده بگویم .
که تو را ،
دوست می‌دارم تا مرز جنون .!


#شفیعی کدکنی

کلمات کلیدی: ،در ,تو ,بی‌ ,را ،در ,پرده بگویم

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer آن باده منم

بوسه بس است از لب سوزان تو ما را
تا آب کند این دل یخ بسته ی ما را
من سردم و سر دم ، تو شرر باش و بسوزان
من دردم و دردم ، تو دوا باش خدا را
جان را که مه آلود و زمستانی و قطبی ست
با گرمترین پرتو خورشید بیارا
از دیده برآنم همه را جز تو برانم
پاکیزه کنم پیش رُخت آینه ها را
من برکهی آرام و تو پوینده نسیمی
در یاب ز من لذت تسلیم و رضا را
گر دیر و اگر زود ، خوشا عشق که آمد
آمد که کند شاد و دهد شور فضا را
هر لحظه که گل بشکُفد آن لحظه بهار است
فرزانه نکاهد ز خزان ارج و بها را
می خواهمت آن قَدْر که اندازه ندانم
پیش دو جهان عرضه توان کرد کجا را
از باده اگر مستی جاوید بخواهی
آن باده منم، جام تنم بر تو گوارا


سیمین بهبهانی

کلمات کلیدی: تو ,باده

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer گر بوسه می خواهی بیا

گر بوسه می خواهی بیا، یك نه دو صد بستان برو

اینجا تن بی جان بیا، زین جا سراپا جان برو

صد بوسه ی تر بَخْشَمَت، از بوسه بهتر بَخْشَمَت

اما ز چشم دشمنان، پنهان بیا، پنهان برو

هرگز مپرس از راز من، زین ره مشو دمساز من

گر مهربان خواهی مرا، حیران بیا حیران برو

در پای عشقم جان بده، جان چیست، بیش از آن بده

گر بنده ی فرمانبری، از جان پی فرمان برو

امشب چو شمع روشنم، سر می كشد جان از تنم

جان ِ برون از تن منم، خامُش بیا سوزان برو

امشب سراپا مستیم، جام شراب هستیَم

سركش مرو وَزْكوی من افتان برو؟ خیزان برو

بنگر كه نور حق شدم، زیبایی یِ مطلق شدم

در چهره ی سیمین نگر، با جلوه ی جانان برو.


سیمین بهبهانی

کلمات کلیدی: جان ,بوسه ,خواهی ,بیا، ,بیا ,گر بوسه ,بوسه می ,می خواهی

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer بازمقابلم تویی


باده ی ناب میشَوَم، شِعر و کِتاب میشَوَم
یِکسَره خواب میشَوَم، "باز مُقابِلَم تویی"

هَمرَهِ موج می شَوَم، راهیِ اوج میشَوَم
فوج به فوج میشَوَم، "باز مُقابِلَم تویی"

سایه ی ماه میشَوَم، دَر تَهِ چاه میشَوَم
راهیِ راه میشَوَم، "باز مُقابِلَم تویی"

توی رَواق میشَوَم، کُنجِ اُتاق میشَوَم
بَسته به طاق میشَوَم، "باز مُقابِلَم تویی"

اینهَمه مَرد میشَوَم، مَخزَنِ دَرد میشَوَم
ساکِت و سَرد میشَوَم، "باز مُقابِلَم تویی"

اَز هَمه دور میشَوَم، نقطه ی کور میشَوَم
زِنده به گور میشَوَم،"باز مُقابِلَم تویی"

هَمدَمِ خار میشَوَم، بی کَس و یار میشَوَم
بَر سَرِ دار میشَوَم، "باز مُقابِلَم تویی !

#مولانا

کلمات کلیدی: میشَوَم، ,تویی ,باز ,مُقابِلَم ,میشَوَم، باز ,باز مُقابِلَم ,مُقابِلَم تویی ,میشَوَم، باز مُقابِلَم ,باز مُقابِلَم تویی

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer دلا مشتاق دیدارم

دلا مشتاق  دیدارم ، غریب  و عاشق و  مستم
کنون عزم  لقا دارم ، من اینک  رخت بر بستم

تویی  قبله  همه  عالم ، ز قبله  رو  نگردانم
بدین  قبله نماز آرم  به  هر وادی  که من  هستم

مرا جانی در این قالب ، و آنگه جز توام  مذهب
که من از نیستی جانا ،بعشق تو برون  جستم

اگر جز تو سری  دارم ، سزاوار سر دارم
و گر جز دامنت  گیرم ، بریده  باد این  دستم

جهانی  گمره  و مرتد ، ز وسواس  هوای  خود
به اقبال  چنین  عشقی ز شر خویشتن  رستم

بشستم  دست، از گفتن  طهارت کردم  از منطق
حوادث  چون پیاپی شد، وضوی  توبه  بشکست

#مولانا

کلمات کلیدی:

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)